+ Reply to Thread
Page 9 of 12 FirstFirst 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 LastLast
Results 201 to 225 of 294

Thread: RedWine jokes (18+)

  1. #201
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    يك روز يك پسر كوچولو كه مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه: پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟

    پدرش فكري مي كنه و مي گه: بهترين راه اينه كه من براي تو يك مثال در مورد خانواده خودمون بزنم كه تو متوجه سياست بشي. من حكومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي كنم. مامانت دولت هست، چون كارهاي خونه رو اون اداره مي كنه. كلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب كار مي كنه و هيچي نداره. تو روشنفكري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش كوچيكت هم كه دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي كه منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فكر كني.

    پسر كوچولو نصف شب با صداي برادر كوچكش از خواب مي پره. مي ره به اتاق برادركوچكش و مي بينه زيرش رو كثيف كرده و داره توي گه خودش دست و پا مي زنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هركاري مي كنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق كلفت شون كه اون رو بيدار كنه، مي بينه باباش توي تخت كلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.

    فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر مي گه: بله پدر، ديشب فهميدم كه سياست چي هست. سياست يعني اينكه حكومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو مي ده، در حالي كه دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفكر هر كاري مي كنه نمي تونه دولت رو بيدار كنه، در حالي كه نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه.



    جديدترين رمان عشقي قزوين منتشر شد: خسرو و فرهاد



    نلسون ماندلا در كتاب خاطرات خود مي نويسد : در مبارزاتم زنم نقش دست راستم را بازي مي كرد و در زندان دست راستم نقش زنم را



    به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟؟
    ميگه ايلده خر هار گازم گرفت!!



    تركه ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟ تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره!!



    دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوب بود يه سكه ميندازم پائين .. شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه مي بينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟ پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم . دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم . الان تو دست خودمه



    يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم



    مامانه به بچش ميگه كه عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميكني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميكنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز كه بابا ميخواست بوسش كنه زد تو صورتش



    اگر شوهر آدم برنامه نويس باشد...

    شوهر: سلام،من Log in كردم.
    زن: لباسي رو كه صبح بهت گفتم خريدي؟
    شوهر: Bad command or File name.
    زن: ولي من صبح بهت تاكيد كرده بودم
    شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
    زن: خوب حقوقتو چيكار كردي؟
    شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
    زن: پس حداقل كارت عابر بانكتو بده به من.
    شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
    زن: مي دوني، ازدواج با تو واقعا يك تصميم اشتباه بود.
    شوهر: Data Type Mismatch.
    زن: تو يك موجود بدرد نخور هستي.
    شوهر: By Default.
    زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزي بخوريم.
    شوهر: Hard Disk Full.
    زن: ببينم ميتوني بگي نقش من تو زندگي تو چيه؟
    شوهر: Unknown Virus Detected.
    زن: خب مادرم چي؟
    شوهر: Unrecoverable Error.
    زن: و رابطه تو با رئيست؟
    شوهر: The only User with Write Permission.
    زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داري يا كامپيوترتو؟
    شوهر: Too Many Parameters.
    زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
    شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
    زن: خوب گوشاتو بازكن، من ديگه بر نميگردم!
    شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
    زن: مي دوني، صحبت كردن باتو فايده نداره، من رفتم.
    شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer



    جوايز بانك بسيجيان:2 دستگاه تانك ذولفقار , 2000 متر پارچه چفيه, 5000 بليط سفر پياده به كربلا.هر 1متر ريش در هر روز 1 امتياز.



    يه تركه ميره مشهد. وقتي از دور كنبد حرم رو مي بينه ميگه يا امام رضا چرا با اين همه طلايي كه داري هشتم شدي؟



    متن پيام تبريك حضرت آيت*الله جنتي به جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمخور منتخب و محبوب ملت ايران اسلامي:
    اي قشنگتر از پريا... تنها تو كوچه نريا... اصلاح طلبا دزدن كاپشن *ِت رو ميدزدن ...!!



    از اونجا كه تو مملكت آمريكا، مثل ما تكنولوژي ماشيني ندارن، هنوز پليس اسب*سوار تو خيابونا مي*چرخه و ميتونين گهگاهي برين با دمش بازي كنين.
    يه روز يكي از همين پليس*ها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچه*ي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش مي*شه.
    پليسه كه مي*بينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره مي*گه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
    پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه مي*گه آره!
    پليسه مي*گه: خب، پس اين قبض جريمه*ي 20 دلاري رو هم من بهت مي*دم كه دفعه*ي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
    پسره*هم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو مي*گرفته مي*گه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...مي*زنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
    پسره مي*گه: خب پس از دفعه*ي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!



    يك مقام آگاه اعلام كرد به علت قرار گرفتن ايام هفته در بين 2 جمعه ايران كلا تعطيل است.





  2. #202
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار



    المپيك آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلين 3-پرتاب عمامه



    فيلمهاي برگريده جشنواذه قم:
    آخوندي با كفشهاي كتاني
    امامه اي براي دو نفر
    صيغه شدگان
    ابا قرمزي
    من بچه شيخ 15 سال دارم



    از يه قزويني مي پرسند كو ن چند حرفه در جواب قزويني ميگه كو ن اصلا حرف نداره!



    در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ*كورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت



    سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل



    يه نفر صبح ميره در مغازش.. كركره رو بالا ميكشه و ميگه: بسم الله رحمن رحيم.... ميره تو. ميبينه همه مغازه رو خالي كردن.. مياد بيرون كركره رو مي كشه پايين و ميگه : صدق الله العلي العظيم



    از برره ايه مي پرسن چرا جورابات يكي رنگش سفيده اون يكي مشكي؟ مي گه:من نوه دانم... يه دست ديگه هم در خانه داشته بيدم ان هم اي جوري بيد



    يه برره اي عينك دودي ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزني ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چي كار ميكني ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينكتو بردار. عينكشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چي ميزني ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه كار ميكردي ؟



    يه تركه زنش سبزه بوده، سيزده به در از ماشين ميندازتش بيرون



    يه روز يه بچه*ي 4-5 ساله*ي تخم جن مياد پيش مامانيشو مي*پرسه: ماماني، من از كجا اومدم؟

    مامانش كه خجالت مي*كشيده قضيه*ي سوراخ بودن كاندومه* رو تعريف كنه مي*گه: عزيزم، خدا تو رو فرستاد (توضيح مترجم: فقط نمي*دونم خدا چرا عوض اينكه تو رو صاف بفرسته رو زمين اول فرستادت تو فلان جاي من بدبخت كه مجبور شم اون همه زور بزنم تا بياي بيرون!)

    بچه*هه يه كم تفكر منطقي مي*كنه و باز مي*پرسه: خود تو از كجا اومدي؟
    مامانه بازم جواب مي*ده: من رو هم خدا فرستاده!
    تخم حروم باز ول كن نمي*شه و مي*پرسه: بابا و بابا بزرگ و مامان بزرگ از كجا اومدن؟
    مامانه مي*گه: اون پدرسگا رو هم خدا فرستاده!

    بچه*هه يه كم فكر مي*كنه و مي*گه: عجب، پس با اين حساب در طي صد سال گذشته كسي تو خونواده*ي ما سكس نداشته! عجيب نيست كه همه*تون انقدر عقده*اي و سگ اخلاقين!



    يه تركه مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل مغازه مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين



    اينم واسه اونايي كه sms تكراري ميدن:

    اليوم ارسال اس ام اس تكراري حرام ميباشد و كفاره آن آموزش منطق به 60 ترك ، آموزش غيرت به 60 رشتي و 60 بار شركت در نماز جمعه قزوين است.



    ميدوني معني كلمه ي love چيه؟
    l : لايق دوست داشتن بودن
    o:اميدوار بودن به اينده اي روشن
    v : وفا دار بودن در عشق
    e: انرزي هسته اي حق مسلم ماست



    سرگذشت يك پسر در دانشگاه قزوين:
    .
    سال اول = ()()
    .
    سال دوم = ( . )
    .
    سال سوم = ( o )
    .
    سال چهارم = ( () )
    .
    شانس آورد فقط ليسانس بود!



    يه جوجه بسيجي عاشق يه دختر چادري سفت و سخت ميشه و براش ميخونه:
    ميخونم به هواي تو پري چهر چقدر جات تو اتاق خاليه پري چهر

    كه فلسطين بي تو هيچه اي واي پري چهر اي واي پريچهر



    تركه دستشويي بوده موبايلش زنگ مي زنه پسرش بوده مي گه : بابا كجايي ؟ مي گه يه جايي . پسره مي گه: مامان گفت امروز غذا نداريم هرجا هستي نهارتم بخورو بيا !!!



    از خامنه اي ميپرسن اين احمدي نژاد رو از كجا آوردي؟
    ميگه از تو تخم مرغ شانسي.
    ميگن آخه تو تخم مرغ شانسي اين همه چيزاي خوشگله؟
    ميگه احتمالا بچه ها تيكه هاش رو عوضي به هم وصل كردن.



    طبق آخرين اطلاعيه سازمان ديده بان حقوق بشر جوراب احمدي نژاد به عنوان يكي از سلاحهاي كشتار جمعي شناخته شده.



    غول چراغ جادو به احمدي نژاد ميگه يه آرزو بكن كه واست براورده كنم.
    احمدي نژاد ميگه خدا رو نشونم بده.
    غوله ميگه نميشه، نمي تونم، يه آرزو ديگه بكن.
    احمدي نژاد ميگه من رو خوشگل كن.
    غوله يه خورده فكر ميكنه ميگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پيش خدا...



    يارو تركه چربي داشته ميره دكتر، دكتره ميگه روزي 4 كيلومتر بدو.
    بعد يه هفته تركه زنگ ميزنه به دكتره ميگه : دكتر رسيدم لب مرز هالا چي كار كنم؟!!!



    يه زن كاتوليك بسيار مومن، از شوهر اولش 17 تا بچه داشته. شوهر اول كه ميميره، با يه مرد ديگه ازدواج مي*كنه. وقتي سر شوهر دومي رو هم مي*خوره، تعداد بچه*هاش به 24 تا رسيده بوده! چند وقت بعد از فوت شوهر دوميه، خودشم بالاخره شر رو كم مي*كنه!

    وقتي كه جسدش رو تو كليسا گذاشته بودن و مراسم اجرا مي*كردن، پدر روحاني يه نگاهي به جمعيت ميندازه و مي*گه: بالاخره به هم رسيدن!

    يكي از ميون جمعيت مي*پرسه: منظورتون اينه كه به شوهر اولش رسيد يا دوميش؟

    پدر روحاني مي*گه: هيچ كدوم بابا، لنگاشو مي*گم!



    يه بچه*هه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه مي*كرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته مي*شه و مي*گه: چي شده نوه*ي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟

    بچه*هه مي*گه: بابا بزرگييييي، دارم مي*گردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
    بابابزرگه گيج مي*زنه و مي*گه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟

    بچه*هه مي*گه: آخه بابايي ديشب به ماماني مي*گفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض مي*كنيم!



    فناوري نيروي هسته اي و پيروزي غرور آفرين دانشمندان توانمند ايراني در زمينه بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي رو بي خيال.... خودت چطوري؟؟



    منتظر مامور سرشماري نباش تو رو آخر پاييز ميشمرن.



    خواستم اسمتو بذارم گل، گفتم پژمرده ميشي.
    بذارم خورشيد، گفتم غروب ميكني.
    بذارم ماه، ديدم روزا تنها ميشم.
    گذاشتم خايه كه هميشه آويزونم باشي.



    رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!



    يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي*كردن!

    قاضي بهش مي*گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد مي*زنه: اي كثافت بي شرف!

    دوباره قاضي مي*گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
    دوباره اون فرد محترم مي*گه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
    قاضيه اين دفعه ديگه عصباني مي*شه و مي*گه: آقاي فرد محترم جامعه، مي*دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار مي*شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!

    فرد محترم مي*گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله* كه همسايه*ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداريم!



    از امشب ديگه نرگس نمي ده ...

    اما ناراحت نباش زهرا مياد بجاش مي ده





  3. #203
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    به تركه ميگن با اشكال جمله بساز:
    -تركه ميگه مادرت را گايدم
    - يارو ميگه اين كه اشكال نداره
    - تركه ميگه پس خواهرت را هم گايدم



    انواع سايز سوتين از نظر پسرها: 75 تو رشده 80 تو مشته 85 بهشته 90 درشته 100 بالشته



    بچه از مامانش ميپرسه مامان اون چي بود ديشب لاي پاي بابا ميخوردي ؟ مامان ميگه ماكاروني بود عزيزم . بچه ميگه آخه ماكاروني كه زياده ولي ديشبي فقط يكي بود!
    ميگه آخه اون تك ماكارون بود!!!!!



    لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره،
    جلسة اول از معلمش مي پرسه:
    اين چراغ رنگيه چيه؟!
    يارو مياد سركارش بگذاره،
    ميگه: اين چراغ راهنماييه؛
    وقتي سبزه يعني اهل تهران برن،
    وقتي زرده شهرستاني*ها و قرمز هم مال لراست!
    خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده و قبول ميشه،
    روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه.
    افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار!
    لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!!
    افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو



    يه يارو رفته بود پيش دوستاش و با افتخار ميگفت : من ديشب كس كردم . دوستاش گفتند برو بابا ما كه ميدونيم تو پول نداري . پول از كجا آوردي ؟ گفت كون دادم !




    يه روز خانمه ميره پيش دكتر ميگه اقاي دكتر كسم خال در اورده. خلاصه اقاي دكتر هم براش پاك ميكنه.فرداش دوباره ميره پيش همون دكتره ميگه اقاي دكتر دوباره كسم خال در اورده.
    دوباره دكتر براش پاك ميكنه.براي فرداش دوباره خانمه ميره پيش همون دكتره ميگه اقاي دكتر دوباره كسم خال در اورده.اين بار دكتر خسته ميشه ميگه خانم شما شوهرتون نجاره؟خانم ميگه بله.ميگه
    پس به اون كره خر بگو اين دفه خواست برات ساك بزنه بگو مدادشو از بالاي گوشش برداره



    يه تركه زنشو داشته كتك مي زده چند نفر سر مي رسند ميگند بابا چرا مي زني اين بيچاره رو مي گه د نمي دونم اگه مي دونستم كه مي كشتمش




    فرق مريضاي بيمارستان ارتش با بيمارستان زنان چيه؟

    مريضاي بيمارستان ارتش تير خوردن! مريضاي بيمارستان زنان كير خوردن!



    قزوينيه يه مهمون سمج داشت هركاري ميكرد نميرفت!
    به مهمونه ميگه همسايه كارم داره!
    ميره برمي گرده ميگه عجب آدمهاي پر رويي پيدا ميشه ميگه بيا مهمان ما را بكن! نميگه ما خودمان مهمان داريم!!!!



    به جوجه تيغي ميگن آرزوت چيه؟
    ميگه: يكي دست محبت بكشه روي سرم!!!!



    يك روز يك زن به شوهرش گفت ديشب خواب خيلي با حالي ديدم شوهر پرسيد چه خوابي ِ زن گفت خواب ديدم يك ظرف پر از كير در مقابل ام است واه چه كير هاي. شوهر با حالت ذوق زده اي پرسيد كير من هم در ان ميان بود؟ .زن گفت اره كوچك ترين كير از تو بود.مرد خيلي سر خورده شد و پيش خود قسم خورد انتقام بگيرد.
    روز بعد وقتي از خاب بيدار شد به زنش گفت ديشب چه خوابي ديدم كلي حال كردم. زن درباره خواب پرسيد. مرد گفت جه كس هاي خواب ديدم. زن پرسيد كس من هم در ان ميان بود؟ مرد گفت بله همه كس ها در ميان كس تو بود.



    قزوينيه ميره مسابقه 20 سوالي.
    - گرده؟
    - بله
    - پس كونه!!!!
    - ا آقا درست صحبت كند
    - چشم. ... سفيده؟
    - بله
    - خوب كونه
    - آقا اگر درست صحبت نكنيد بيرونتون ميكنيم باشه؟
    - باشه... سوراخ داره؟
    - نه
    - مگه كونه بدون سوراخ هم ميشه!!!



    پسره تو خيابون به دختره ميگه بخورمت دختره شاكي ميشه پسره ميگه ناراحت نشو ميخواستم بعد از چند وقت يك گهي خورده باشم!!!!



    به پيره مرده ميگن چيزت حركت هم ميكنه ميگه آره وقتي از جوب ميپرم يك تكوني ميخوره





  4. #204
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    به غضنفر ميگن : چرا زن نميگيري ؟كي مياد زنش رو بده به ما؟!

    -*خبر جديد رو شنيديد؟ رشتيهاي تك پدر از سربازي معاف شدن !

    -كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين دري وريها چيه اينجا نوشته؟!


    - غضنفر تو يك دهي دكتر بوده، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته*هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي غضنفر دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر غضنفر شاكي*ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!

    - يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي*يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي*شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،* از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!

    - به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!

    - غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش مي*پرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه*ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

    - يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي*كنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!

    - دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، *اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، *گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه *دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!

    - غضنفر زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!

    - غضنفر بچش روز بعد از عيد فطر به دنيا مياد اسمشو مي ذاره پست فطرت !

    - غضنفر تعويض روغني باز مي كنه ورشكست مي شه. تعويض روغني رو طبقه دوم باز كرده بوده !

    - غضنفر خودشو دار ميزنه. پزشكي قانوني اعلام مي كنه : دليل مرگ : ضربه ي مغزي. مي رن تحقيق مي كنن مي بينن با كش خودشو دار زده !

    - غضنفر تو آتش سوزي مي ميره :* پزشكها مي گن : علت مرگ ۱۰٪ سوختگش ۹۰٪ كوفتگي. مي رن تحقيق مي كنن مي بينن :* دوستاش با بيل آتيشو خاموش كردن !

    - به غضنفر ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو!

    - در مسابقة اسب دواني يك نفر صد هزار دلار روي اسب شمارة 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقاً برندة 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شمارة28 شرط‏بندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائماً جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد.
    مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟
    گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟

    - بيمار گفت: دكتر! اينقدر گوشم سنگين شده كه صداي سرفة خودم رو هم نمي ‏شنوم.
    دكتر گفت: خب بلندتر سرفه كن!

    - غضنفر ادعاي پيغمبري كرد، بهش گفتن: بابا پيغمبري كه الكي نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ غضنفر ميگه: كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!!!

    - از غضنفر ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ غضنفر ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!

    - به غضنفر ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟ ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!





    - غضنفر رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. غضنفر يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

    - تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته*ها به حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا، بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة ماه بازم ترك پيدا ميشه!! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟!! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند!!!

    - يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي مي*خوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!

    - غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،* داشته مي*برده بالاي ساختمون. صاحب*كارش بهش ميگه: تو كه فرغون داري،* چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: *اون دفعه با فرغون بردم، چرخش پشتم رو اذيت مي*كرد !

    - غضنفر داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار ميكرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي اصغر!خونتون آتيش گرفته،زن و بچت سوختن،مردن! غضنفر هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته ميافتاده، يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،ميگه: اِاِااه..! منكه اصغر نيستم!

    - غضنفر سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش، زير عكسه مينويسه: سلام بر ننم، بالايي منم!

    - غضنفر دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!

    - غضنفر داشته ميرفته ماشين بخره، زنش ازش ميپرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. غضنفر ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ميگه: ايشالله منم!

    - غضنفر نشسته بوده تو تاكسي كه يك زنه خيلي چاق سوار ميشه. غضنفر برميگرده به زنه ميگه: ميبخشيد خانم، اسم شما چيه؟ زنه با عشوه ميگه: غنچه! غضنفر ميگه: واي تو باز بشي چي ميشي؟!

    - يه جشنواره شكار بوده تو جنگلهاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي ميگفتندon't shoot, Don’t shoot !

    - غضنفر واستاده بوده دم ترمينال ميخواسته بره شمال. خلاصه يك سواري گير مياره، همينكه سوار ميشه، آرم بنزه توجهشو جلب ميكنه. از راننده ميپرسه: آقاي راننده، ميبخشيد اين يارو چيه؟ رانندهه ميگه: اين آرمشه. غضنفر ميگه: آرم چيه، فحشه؟! ميگه: نه بابا، اين سمبلشه، نشونه ماشينه. تركه: ميگه: آآهان! پس نشونشه، فهميدم! خلاصه راه ميفتند. همينجوري كه داشتن تو جاده ميرفتن يه دفعه يه پيرمرده و خرش ميان وسط جاده. راننده با هزار بدبختي ردشون ميكنه و ميگذره، بعد بر ميگرده تو آينه نگاه ميكنه ميبينه خره يه ور پرت شده پيرمرده هم يه ور. ميگه:اِه! من كه نزدم بهشون؟ غضنفر ميگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نميخورد بهشون!







  5. #205
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    - غضنفر زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟!

    - غضنفر ده هزار تومن تو جيبش بوده ميخواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب فرار مي كنه!

    - غضنفر چراغ علاالدين پيدا ميكنه، شروع ميكنه تميز كردنش كه يه دفعه غوله از توش در مياد و ميگه: من غول چراغم هرچي ميخواي آرزو كن تا برات برآورده كنم! غضنفر ميگه: برو قدس رو آزاد كن! غوله ميگه: بابا دمت گرم! ما رو با اين اسرائيليا در نيانداز، اينا خطرناكن، بمب اتمي دارن، آمريكا پشت سرشونه، سر جدت يه چيز ديگه بگو! غضنفر يكم فكر ميكنه، ميگه: باشه، منو آدم كن! يهو غوله شروع ميكنه بند و بساطش رو جمع جور ميكنه كه بره، غضنفر بهش ميگه: هوي! كجا داري ميري؟! ميگه: قربونت! ميرم همون قدس روآزاد كنم!

    - يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي!

    - تركه و اصفهانيه و تهرانيه رو ميخواستن اعدام كنند. به تهرانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ با گيوتين؟ يا تيربارانت كنيم؟ ميگه: با گيوتين. ميان اعدامش كنن، يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. مي گن قسمت تو اين بوده، خدا نمي خواسته تو كشته بشي، آزادش مي كنن. از اصفهانيه مي پرسن تورو چه طور اعدام كنيم ؟ مي گه منم با گيوتين. اين بار هم موقع اعدام گيوتين گير ميكنه، اصفهانيه هم بخشيده مي شه. نوبت تركه مي رسه. ازش مي پرسن شما رو چه جوري اعدام كنيم ؟ مي گه : والا گيوتين كه خرابه، منو تيرباران كنيد !!!

    - غضنفر مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ غضنفر كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:تو جيب جا ميشه ولي مواظب باش جيبت ماستي نشه!

    - غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

    - ترياكيه پيغامگير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!

    - غضنفر زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

    - غضنفر به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار ميكنه، كار نَميكنه، كار ميكنه، كار نَميكنه...!

    - غضنفر تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! غضنفر از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!خودم ميرم!

    - غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفر ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

    - غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

    - تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، غضنفر تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،

    - غضنفر شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

    - غضنفر خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!

    - غضنفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

    - غضنفر كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

    - مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!

    - غضنفر ميره مشهد حرم امام رضا رو ميبينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟!

    - به غضنفر ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!

    - غضنفر ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!

    - پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله*لاله*لالا!

    - از غضنفر ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ غضنفر ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني !

    - يه روز 2 تا پيغمبر داشتن با هم ميرفتن , رو زمين يه 100 تومني
    پيدا ميكنن , اولي ميگه مال منه , دومي ميگه مال منه و ...
    خلاصه حرفشون ميشه , بعد قرار ميذارن تاس بندازن , هر كي بيشتر
    آورد 100 تومني مال اون باشه
    اولي تاس ميندازه 6 مياره دومي تاس ميندازه 7 مياره
    اولي ميگه : خاك تو سرت , واسه 100 تومن معجزه كردي ؟*!

    - يارو تلويزيون رو روشن ميكنه :
    كانال 1 : قرآن كانال 2 : قرآن كانال 3 : قرآن كانال 4 : قرآن كانال 5 : قرآن كانال 6 : قرآن
    پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه !

    - از طرف مي پرسن نظرت در مورد آتروپات چيه ؟ مي گه خوبه ولي يخمك خوشمزه تره !

    - غضنفر سوار ماشين بود داشت راديو پيام گوش مي داد. راديو : يه احمقي داره بزرگراه رو برعكس رانندگي مي كنه. غضنفر : آره والا احمقا يكي دو نفر هم نيستن همه دارن برعكس مي يان* !

    - يه دختره هر روز دير ميرفت مدرسه. معلم ازش دليلشو پرسيد. دختره گفت : خانم هر روز صبح كه من ميام مدرسه يه پسره تو راه هي دنبال من مياد. معلمه گفت : بهش كاري نداشته باش سرتو بنداز پايين و بيا. دختره گفت : خانم من كه ميام، اون يواش يواش مياد !




  6. #206
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    اين هم از تاثيرات نامه احمدِ نژاد به بوش:
    جورج بوش پس از مسلمان شدن به احمدي نژاد: حاج محمود انرژي هسته اي فداي سرت، اين صيغه كه ميگن ، چيه؟



    !جوك به مناسبت آزادي خرمشهر!
    دو تا عراقي تو سنگر داشتن مي جنگيدن، يكي به اون يكي مي گه جاسم، جاسم، خون چه رنگيه؟ جاسم مي گه: چي كار داري تو كارتو بكن. دشمن داره مياد. دوباره مي پرسه جاسم، جاسم، خون چه رنگيه؟ مي گه بابا تير اندازيتو بكن. خلاصه دوباره بعد از چند دقيقه مي پرسه: جاسم، جاسم، خون چه رنگيه؟ اگه زرده من زخمي شدم!



    تركه رو مي گيرن بهش مي گن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد؟ ميگه از شما بهتر مي نويسم خدا با ماست!



    تركه ميميره، عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش مي*كنند.



    از تركه مي پرسن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون.




    ميخواستن تركه رو رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. بهش يه سري اسرار مملكتي ميگن ببينن چقدر مي تونه بروز نده. تهديدش ميكنن نمي گه. مي زننش نميگه. بي خوابي بهش ميدن نمي گه. زن و بچه اش رو شكنجه مي كنن نميگه. آخر سر كه مي بينن خيلي كارش درسته واسه اطمينان بيشتر مي ندازنش يه ماه انفرادي و رفتارشو زير نظر مي گيرن ببينن اگه بازم دووم آورد رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. تو انفرادي مي بينن كه هي ميزنه تو سر خودش و ميگه: اه يادم بيا ديگه!



    تركه ميره بهشت، زير پاي مادر ها له ميشه.



    تركه روز سه شنبه مي گه براي غافلگيركردن اموات صلوات!



    تركه مي*ميره مي*ره اون دنيا، ازش مي*پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي*خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست



    تركه ميره حمام با خودش خودكار ميبره ميگن خودكار براي چيه؟ ميگه ميخوام هر جا مو ميشورم علامت بزنم يادم نره



    يه معتاد به دوستش ميگه:شالي چند بار ميري دشتشويي؟ معتاد ميگه: يدونه بهار_ يدونه تابشتون، يدونه پاييژ، يدونه ژمشتون. اون يكي معتاد ميگه: بابا پش بگواشهال داري ديگه.



    يه روز تركه و دوستش داشتن با خدا صحبت مي كردن. تركه ميگه خدا... من كِي آدم مي شم؟ خدا ميگه 500 سال ديگه. تركه ميزنه زير گريه. خدا ميگه چرا گريه مي كني؟ ميگه آخه تا اون روز من زنده نيستم. بعد دوستش ميگه: خدا... من كِي آدم ميشم؟ يهو خدا ميزنه زير گريه.




    يه لره ميره تهران ميبينه همه استين كوتاه پشيدن ميگه پس اينا چجوري دماغشونو پاك مي كنن



    لره ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز



    جميله با اديسون ازدواج مي كنه بچشون مي شه رقص نور



    تركه ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ ميگه اره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه



    تركه و دوستش به تاكسي ميگن: آقا 3 نفر تا تجريش چقدر مي گيري؟ راننده ميگه: شما كه 2 نفر هستيد! تركه ميگه: مگه خودت نمي خواي بياي؟



    اين شعر كانديد شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست وقتي به دنيا امدم سياه بودم وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو افتاب ميرم باز هم سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيدمن وقتي به دنيا امدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو افتاب ميري قرمز ميشي وقتي ميترسي زرد مي شي وقتي مريضي سبز ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي وتو به من ميگي رنگين پوست



    قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پول*هايش را برداشتي؟» متهم: «يعني مي*فرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»





    يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند تركه داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره



    يه روز يه اصفهاني با زن وپسرش ميرن كنار رودخونه براي پيكنيك كه براي‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب ‏مي بره كه پدره داد مي زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بيشتر درست نكن!!!



    اندي اعلام كرد خوشگلايي كه نمي خوان برقصن مي تونن دنبال گيتار آقاي شماعي زاده بگردن!



    مهم نتيجه نيست مهم برد و باخت نيست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار مليست، مهم جوانمردانه بازي كردن است. ستاد ماست مالي كردن باخت تيم ملي فوتبال



    درسته كه ايران به مكزيك و پرتغال باخت و همه شاكي هستيم، ولي اين دليل نميشه كه يادمون بره: انرژي هسته اي حق مسلم ماست



    بسيجيه مي خواسته به دختره متلك بگه. مي گه خوشگل نمازتو خوندي؟



    پليس به تركه: اينجا ماهي*گيري قدغنه!!! حيف نان: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!



    تركه مي ره استاديوم جاي اينكه فوتبال نگاه كنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي كرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي كني؟ مي گه: دنبال كلمه زنده مي گردم



    دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف، به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني…



    تركه با دوست دخترش تو ماشين بودن ميبينه جلوتر ايست بازرسيه! قبل از ايست بازرسي به دوست دخترش مي گه: تو از ماشين پياده شو بعد از ايست بازرسي بگو مستقيم تجريش كه من دوباره سوارت كنم. بعد از ايست بازرسي دختره يادش ميره بگه تجريش ميگه: ونك تركه ميگه شرمنده!



    آقاهه سخنراني مي كرده، مي گفته ما اسراييل رو مي گيريم، اروپا رو مي گيريم، آمريكا رو هم مي گيريم. يه نفر بلند مي شه مي گه: اگه يه كم ديشتو بخوابوني Arab Sat رو هم مي گيري.





    از تركه مي پرسن صورتي چه رنگيه؟ مي گه قرمز يواش.



    مادر: «باز هم كه پاي چشمت كبود شده! مگه نگفته بودم هر وقت مي*خواهي دعوا كني، تا بيست بشمار!» پسر: «چرا، ولي مادر كسي كه با او دعوام شد، بهش گفته بود تا ده بشمار!»





    اصفهانيه يه موز مي خوره تا يه هفته دستشويي نمي ره!



    پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي*كني، يكي از موهايم سفيد مي*شود.» پسر: «حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»



    به تركه ميگن بنزين سوپر ميزني؟ ميگه: نه خانواده تو ماشين نشسته.



    ملانصرالدين داشت سخنراني مي كرد كه: هركس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت، زن خود را ديد. هول كرد و گفت: البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش!



    تركه مي ره بالاي پل عابر پياده مي گه خب من خر، من نفهم، آخه مگه شما اينجا رودخونه مي بينيد كه پل زديد؟



    از تركه مي پرسن چرا نمازت رو بدون وضو خوندي؟ ميگه آخه مي خواستم خدا رو غافلگيركنم.





    تركه راننده اتوبوس بوده بعد يه مدت راننده ميني بوس مي شه... مي بينند كه هيچي پول در نمياره... پيگير مي شن مي بينن كه پولها رو پاره مي كنه!!!



    دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير ورقه*ام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!





    گربه*اي در كمين موشي نشسته بود. موش هم فهميده بود و از لانه خارج نمي*شد. پس از چند لحظه، موش صداي موش ديگري را شنيد كه مي*گفت: «بيا بيرون. گربه رفت.» موش از لانه بيرون آمد و گرفتار گربه شد. گربه هم زير لب گفت: «اين است فايده دانستن زبان خارجي!»



    تركه زنش دو قلو مي زاد به دكتره ميگه: دكتر ارزون حساب كن جفتشو ببرم



    يك فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود.



    روش دفع انگل: 3 روز چاي و بيسكويت مي خوري روز چهارم فقط چاي. كرمه مياد بيرون ميگه: پس بيسكويت كو؟



    تركه ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم... تركه مي*گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. تركه مي*گه: اي پدرسوخته*ها، سه تايي رفتين توالت؟



    تركه رو برق سه *فاز مي*گيره پرت مي*كنه، بلند مي شه ميگه: اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!



    آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده ، راننده ميگه آقا اين بليط ماله آبادانه! آبادانيه ميگه : كوكا چيشتو خو ب باز كن! روش نوشته آبادان و حومه!!!



    تركه يه بار ميره مشهد ، دو بار هم ميره قم. دوستاش بهش ميگن مش قمقمه!



    تركه بعد از سي سال كچل بودن ميره مو مي كاره دو روز بعدش تو قرعه كشي بانك حج واجب برنده مي شه.




    از اصفهانيه مي پرسن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ مي گه ترشي مجاني!



    شاعري پشت تريبون رفت و شروع به خواندن شعرش كرد. او خواند: «من مي*آيم، من مي*آيم، من مي*آيم...» در اين وقت، هرچه فكر كرد ادامه شعر يادش نيامد. شاعر در حال فكر كردن بود كه ناگهان پايش به پايه ميز گرفت و از بالاي سن روي پيرمردي افتاد. شاعر از پيرمرد عذرخواهي كرد. پيرمرد گفت: «تقصير شما نيست. شما دو، سه بار گفتيد من مي*آيم، ولي من جدي نگرفتم.»



    تركه كيس كامپيوترش رو ميبره تعميرگاه مي گه آقا اينو براي ما تعمير كن. مرده مي گه: چه مشكلي داره؟ ميگه: والا نمي دونم چرا چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد!



    تهراني ميره مكه توبه مي كنه ديگه براي تركه جوك نسازه. از اون طرف تركه مياد مي گه ببخشيد آقا قبله از كدام طرفه؟ تهراني مي گه: خدا ببين خودش گير مي ده!



    تهرونيه داشته واسه آبادانيه خالي مي بسته مي گه: من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه. آبادانيه مي گه: ولك مگه سگت كليد نداره؟



    بچه اصفهاني از باباش سوال مي كنه بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي سفر نمي كنيم؟ باباش ميگه خفه شو شناتو بكن!



    تركه موبايل اسم مي نويسه بعد مي گه خدا كنه نوكيا در بياد!



    از تركه مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!



    تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته





    دكتر نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي*دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده؟



    تركه داشته تو يه خيابون يه طرفه رانندگي مي كرده كه پليس جلوش رو مي گيره و مي گه آقا كجا؟

    تركه ميگه: والله داشتيم مي رفتيم مهموني اما مثل اينكه ديگه مهموني تموم شده!



    تركه ميره استاديوم ، توي موج مكزيكي غرق مي شه!



    تركه مي خواسته هواپيما دزدي كنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. حيف نان ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. تركه مي گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.
    تركه كيف سامسونت دستش ميگيره همه مي فهمن اهل كجاست؟ چون كيف سامسونتش رو تو زنبيل گذاشته بوده!



    از خوش*غيرت مي*پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي*كني؟ ميگه: ميرم ميارمش!





  7. #207
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    - از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري ترك خر باشي يا فارس زن*قحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!

    2- تركه رفته بوده خون اهدا كنه، دكتره ازش ميپرسه: شما تاحالا چندبار همخوايگي نامشروع داشتين؟! (اين يحتمل تركش يه خورده خارجكي بوده!! دكتراي داخلي كه معمولا خايه نميكنن همچين سوالي بپرسن!!) تركه كلي قسم و آيه ميخوره كه ولله بالله، من زن و بچه دارم، اهل اين كارا نيستم تا بالاخره دكتره قبول ميكنه و خون بابا رو ميگيرن. موقع برگشت، تركه رفيقش رو تو صف ميبينه، ميگه: اصغر خيلي مواظب باش! اينجا انگار يكيو كردن، دنبال اون نامردن!

    3- تهرونيه و اصفهانيه و قزوينيه ميميرن، اون دنيا ميرن كارنامه اعمالشون رو ميگيرن، ميبينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره هر سه تايي از قعر دوزخ سر در ميارن! خلاصه ميرن پيش جبرئيل و كلي خايه مالي ميكنند كه بابا يك فرصت ديگه به ما بدين بلكه جبران كنيم و آخر مخ جبرئيل رو ميزنن و راضيش ميكنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده، منتها با يك شرط و اون اينكه اگه اينبار يك دفعه تهرونيه خانوم بازي كنه، اصفهانيه دنبال پول باشه يا قزوينيه قزويني بازي در بياره، درجا سنگ ميشه و صاف از ته جهنم سر در مياره! خلاصه سه تايي برميگردن رو زمين و خوشحال و خندان داشتن ميرفتن كه يهو چشم تهرونيه ميخوره به يك كس* اساسي و هرچي ميخواد جلوي خودشو بگيره نميشه و آخر ميره يك تيكه بهش ميندازه.. تيكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوينيه و اصفهانيه خوب حساب كار دستشون مياد، يك نگاه به هم ميكنند و راه ميافتند. يخورده جلوتر اصفهانيه يك 100 تومني رو زمين ميبينه، هي با خودش چك و چونه ميزنه، آخر ميبينه راه نداره... خم ميشه ورش داره، يهو قزوينيه ميگه: آي بالام*جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!

    4- از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!

    5- مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي*كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي!

    6- واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر!...سومي، چهارمي، پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغر اكبرآقا داريم، اصغر علي آقا داريم، اصغر آقا رضا داريم!

    7- تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري!

    8- تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!

    9- تركه ميخواسته دستكش بخره، ميره داروخونه ميگه: ببخشيد، كاپوت *خانواده دارين؟!

    10- رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لخت مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونه من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقه*ست!

    11- عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد*ه*ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!

    12- تو قزوين داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهيه ميكردن، يارو گزارشگره از يك پير مرد بازاري ميپرسه: به نظر شما با صلاحيت*ترين كانديد اين دوره كيه؟ حاج آقا ميگه: بالام جان اين روزا هر الف بچه*اي مدعيه كه كان ديده، ولي الله وكيلي هيشكي تو كل قزوين قدر اين حسين آقا آمپول زن كان نديده!

    13- از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال مي*كني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه*ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!

    14- از اصفهانيه ميپرسن: ميدوني فرق شورتهاي قديم با شورتهاي جديد چيه؟ميگه: قديما بايد شورتو ميزدي كنار تا كونو ببيني، اين روزا بايد كونو بزني كنار تا شورتو ببيني!

    15- تو پليس راه اتوبان قزوين يك كاميون رو نگه ميدارن، ميبينن شيشه سمت شاگرد بازه يك كون هم ازش بيرونه!! خلاصه ميرن جلو به راننده ميتوپن كه: مرتيكه فلان فلان شده، اين چه وضع افتضاحيه؟!! قزوينيه با تعجب ميگه: كدام وضع بالام جان؟! مامورا شاكي ميشن، ميگن: خودتو به نفهمي نزن!! اين چيه از شيشه اومده بيرون؟!! قزوينيه ميگه: شما هم منو ترسوندين! بالام جان اين كان بچه*ست، گذاشتم تو راه تگري شه برم قزوين بزنم زمين!

    16- يارو ازون تيمسار كس*خلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه*چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي*تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!

    17- به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كس*شعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!

    18- تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!

    19- قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بهت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بهت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!

    20- ترك ديسك كمر داشته، بچش با كيفيت به دنيا مياد!




  8. #208
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!

    42- به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي!

    43- بعد از جنگ، يك عالمه سردار مردار الكي اضافه*حقوق بگير رو دست دولت باد كرده بوده، با خودشون فكر ميكنن يك برنامه*اي پيدا كنن كه يك پولي به اينها بدن بازخريدشون كنن و از شرشون راحت شن. تو جلسه قرار ميگذارن كه هر سرداري ميتونه معادل درازترين فاصله در بدنش به انتخاب خودش در ازاي هر سانت ده هزار تومن بگيره و بره رد كارش. يكي قدش خيلي بلند بوده، ميگه از فرق سر تا نوك پا. اندازه ميگيرن 240 سانت بوده حساب ميكنن بهش ميدن. يكي ديگه دستهاش دراز بوده، ميگه از نوك انگشت چپ تا نوك انگشت راست. 2 متر بوده، 2 ميليون ميگيره. بعدي مياد، ميگه: از نوك معامله تا محل تخمتين! ميگن: مطمئني؟ اين كه چيزي نميشه. يارو ميگه: نه من همينقدر قبول دارم. ميگن هرجور ميل خودته. خلاصه شلوار يارو رو ميكشن پايين، ميبينن يارو اصلاً تخم نداره! ميگن مرد حسابي پس تخمات كو؟ يارو ميگه: فـاو!

    44- تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره،...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!

    45- قزوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه، ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوينيه واسه پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد، يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم بيخود فاميلو كوني نكن!

    46- رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپه قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: د آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بنده خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!

    47- رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!

    48- جاهله با رشتيه دعواش ميشه،* جاهله گردن رشتيه رو ميگيره،* رشتيه ميگه: اووو! اول خايه*ها رو ول كن!

    49- زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،* خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست!

    50- خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،* بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه: بپرس. پسره* ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، *دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه،* سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!

    51- عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!

    52- يه عربه پاهاش پرانتزي بوده،* بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بينشه!

    53- آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته،* يه بسيجيه مياد بهش گير ميده* كه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟! بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ بسيجيه ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ بسيجيه شاكي ميشه، ميگه: دارم،* منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرم ديگه!

    54- تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه. تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم. شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...بكن عزيزم... فشار بده... محكم*تر... جرم بده..خورده شيشه بريز.. پارم كن!! يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟! رشتيه ميگه: تو با كون خودت اين ريختي تا ميكني، با كون من ميخواي چيكار كني؟!

    55- تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه!...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!

    56- رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقه دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به كس ننه تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!

    57- بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه: يه روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن،* وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود،* وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقه ما بكن*بكنه!

    58- زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس*شاپ، ميگه: ببخشيد من يك كير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما كير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!

    59- عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننه قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!

    60- كرده ميخواسته واسه چراغ قوه*ش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي، اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوه*شو داري؟ بقاله يك نگاه به جيب قلنبه يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوه*شو دارم، نه بُنيه*شو!




  9. #209
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    قزوينيه مياد تهران بواسيرشو عمل ميكنه، بعد ميره شركت بيمه كه پولشو بگيره، اونجا بهش ميگن چون شما تو قزوين بيمه هستيد، بايد بريد همونجا پولتون رو بگيريد. خلاصه قزوينيه هم برميگرده قزوين، ميره شركت بيمه ميگه: بالام جان من تهران عمل جراحي داشتم، گفتن بيام اينجا پولمو بگيرم. مسوول اونجا ازش ميپرسه: شما كجاتون رو عمل كردين؟ قزوينيه ميگه: بواسيرم رو. يارو ميگه: اهكي! بالام جان بيمه كه پول عمل زيبايي رو نميده!

    62- مزاحمه زنگ ميزنه خونه يك بدبختي، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بي*زحمت بكنيدش تو كونتون! يارو شاكي ميشه و طرف قطع ميكنه. سه چهار روز بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ مرده مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: ااا... يعني هنوز تو كونتونه؟!

    63- رشتيه صبح از خواب پا ميشه ميبينه چهارتا آجر گذاشتن زيرش، زنشو بردن!

    64- رشتيه اسم دوست دخترش شيرين بوده، يك تريپ خيلي عاشق*پيشه* بازي در مياره رو كيرش اسم دوست دخترش رو خال*كوبي ميكنه، منتها وقتي كيرش خوابيده بوده فقط يك "ن" ديده ميشده. يك بار رفته بوده حموم عمومي، ميبينه رو كير يك عربه هم فقط يك ن معلومه. خلاصه يوخده به دوست دخترش شك ميكنه، يهو كير عربه بلند ميشه، ميبينه روش نوشته: شركت فراورده*هاي نفتي ايران و عربستان!

    65- يارو داشته واسه رفيقاش خالي ميبسته كه: آره اون روز رفته بودم شكار، يهو يك خرس وحشي ديدم، زدم با يك تير كارشو ساختم. وقتي خواستم ببرمش ديدم خيلي سنگينه، يه رونش را كندم انداختم رو شونه*ام، بقيه*اش رو گذاشتم براي لاشخورها. ديگه داشتم برمي*گشتم كه يه خرس گنده ديگه بهم حمله كرد، اونم شكار كردم و يه رونش رو كندم و انداختم روي اون يكي شونم. يهو تلفن زنگ ميزنه، يارو ميره تلفن رو جواب ميده، وقتي برميگرده يادش رفته بوده داشته چي ميگفته. به رفيقش ميگه: خوب كجا بودم؟ رفيقش ميگه: اونجا كه دوتا رون رو شونت بود. يارو ميگه: آره داداش داشتم مي گفتم, دوتا روناشو گذاشتم رو شونم و آقا آاااي كردم!

    66- تركه مادرش مرده بوده، داشته ضجه مي*زده و مي*گفته: نوار بهداشتي بدين! نوار بهداشتي بدين! ملت ميگن: بابا حالا تو اين هيرويري نوار بهداشتي مي*خواي چي?ار؟ ميگه مي*خوام خون گريه كنم!

    67- پسر دهاتيه داشته از صحرا برمي*گشته خونه، ميبينه يه دختري مثل پنجه آفتاب داره تو رودخونه خودشو مي**شوره. پسره واميسته يه تريپ نگاه مي*كنه بعد يهو پا ميگذاره به فرار، حالا ندو كي بدو. خلاصه ميدوه تا مي*رسه به دهشون، رفيقش ازش مي*پرسه: حسني چته؟ چرا فرار ميكني؟ حسني ماجراي دختره رو تعريف مي*كنه و ميگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه كنم خدا منو سنگ مي*كنه،* منم احساس كردم از يه جاييم دارم سنگ مي*شم!

    68- رشتيه ميره نجاري ميگه: قربون يك كمد بساز اصغرآقا توش نباشه!

    69- قزوينيا به كون ميگن: امرسان... زيبا....جادار....مطمئن!

    70- يارو داشته تو خيابوناي قزوين قدم ميزده، يهو ميبينه يه قزويني افتاده دنبالش. خلاصه ازين خيابون به اون خيابون، ازين كوچه به اون پس كوچه... ميبينه خير، طرف دست بردار نيست. همينطور كه تو اين فكر بوده كه چيكار كنم كه از شر اين لعنتي خلاص شم، يهو به كلش ميخوره كه يه گوز اساسي بده، بلكن يارو از بوش بدش بياد دست از سرش برداره. خلاصه با تمام قوا يك گوز با پدر مادر خوش صدا از خودش صادر ميكنه، ولي قزوينيه دست بردار نبوده. خلاصه آخر ميپيچه تو يك كوچه بن بست، گير ميفته. يارو ميرينه به خودش، داد ميزنه: خار كسده! از جون من چي ميخواي؟!! قزيني ميگه: بالام جان، هر كي بوق ميزنه سوارم ميكنه!

    71- زنه شيون كنان ميره پيش رئيس كلانتري شهرشون، ميگه: حاج آقا اين سربازتون به پسر من تجاوز كرده! سرهنگه ميگه: خانم بيخود كه نميشه به سرباز مملكت تهمت زد... اين ادعاتون بايد ثابت شه. خلاصه دستور ميده يك تشت آب ميكنن و بچه خانم رو ميشونن توش و بهش ميگن بگوز! پسره ميگوزه، از تو آب چند تا حباب كوچيك مياد بيرون. سرهنگه يك نفس راحت ميكشه، ميگه: ديدي حاج خانم بيخود به سرباز مملكت تهمت زدي؟! پسرت سالم سالمه. زن شاكي ميشه، ميگه: يعني چي؟! آخه چه ربطي داره؟! سرهنگه شلوارشو ميكشه پايين، ميشينه تو تشت، ميگوزه... يهو همه آب تشت خالي ميشه! برميگرده به زنه ميگه: ديدي حاج خانوم؟ كون گاييده شده اينطور ميشه!

    72- رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده، ميگه: خانم جان، بازم كه تو لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه به شمردن لباسها: اين يك دست... اين دوتا... اين سه تا...اين چهار تا... اين پنج تا... اين شش تا... اهه پس كو اصغرآقا؟

    73- رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟! رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست. پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا...بابايي... يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!

    74- پيرمرده ميره داروخونه، ميگه: آقاي دكتر، يك چهارم قرص واياگرا بدين. دكتره كف ميكنه، ميگه: پدر آخه يك چهارم قرص كه به جايي نميرسه. پيره مرده ميگه: اي بابا، ما كه اين كارا ازمون گذشت.، همونقدر بلند شه كه من رو كفشام نشاشم كافيه!

    75- خلبانه همين كه هواپيما از زمين بلند ميشه، ميكروفون رو ميگيره دستش و كس شعريات هميشگيش رو بلغور ميكنه كه: سلام، من خلبانم و فلان و بيسار...، منتها بعد كه حرفاش تموم ميشه، يادش ميره ميكروفون رو خاموش كنه. خلاصه بعد از يك مدت برميگرده به كمك خلبان ميگه: تو كنترل رو بگير دستت، من اين ساندويچم رو بخورم، بعدم برم ترتيب اين مهماندار جديده رو بدم كه خيلي كسه! و طبيعتاٌ همه اين حرفها هم داشته بلند بلند تو هواپيما پخش ميشده! يكي از مهماندارا كه اين وضع مفتضح رو ميبينه، شروع ميكنه دويدن طرف كابين خلبان كه ديگه بيشتر سوتي نده، وسط راه يك پيرزنه جلوشو ميگيره، ميگه: دخترم حالا اونقدر هم عجله نكن، خلبان گفت اول ميخواد ساندويچشو بخوره!

    76- دختره ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من سرم درد ميكنه. دكتره هم ازون حيزاي مادر قحبه بوده، نگاه ميكنه ميبينه دختره تيكه تميزيه، با خودش ميگه بگذار يك حالي بكنيم! خلاصه به دختره ميگه بلوزشو دربياره، بعد شروع ميكنه مالوندن پستوناي دختره! دختره شاكي ميشه، ميگه: آقاي دكتر، من سرم درد ميكنه، چرا سينمو گرفتي؟! دكتره خودشو ميزنه به عصبانيت، ميگه: خانم شما كه از علم پزشكي چيزي نميدونن، خواهش ميكنم مداخله نكنيد! بعد يك مدت دختره رو ميخوابونه رو تخت و شروع ميكنه با جاي ديگش ور رفتن. باز دختره اعتراض ميكنه كه بابا سردرد چه ربطي به اينجاي آدم داره؟! دكتره هم جواب ميده كه شما از علم پزشكي چيزي نميدونيد، من دارم معاينتوت ميكنم! خلاصه بعد يك مدت كار بيخ پيدا ميكنه و دكتره يا علي مدد شروع ميكنه به كردن، اون هم چه كردني!! وسطاي كار، دختره ميگه: ببخشيد آقاي دكتر، ميشه اون درو ببنديد؟ دكتره ميگه: واسه چي؟ دختره ميگه: آخه مردم تو راهرو هم چيزي از علم پزشكي نميدونن، خداي نكرده فكر ميكنن شما داريد منو ميكنيد!

    77- تو مشهد معلمه رفته بوده دستشويي دانش آموزا، يهو يك گوز گوش خراش از خودش صادر ميكنه! يك يارو پسره تازه اومده بوده تو دستشويي، شروع ميكنه لگد زدن به در كه: آي يره مادر قحبه، تو كلاس چندي؟! معلمه از ترس آبروريزي صداش در نمياد، ولي يارو ول كن نبوده و همينجور ميكوبيده به در و خوار مادر معلمه رو دوره ميكرده! آخر معلمه، صداشو نازك ميكنه، ميگه: مو كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم ميكوبه به در، ميگه: گه خوردي مادر قحبه! گوزي كه تو دادي، از كلاس پنجم هم رد بود!

    78- شباهت برنامه كودك با پستون خانم*ها:...هردو مال بچه*هاست، ولي اكثراٌ بزرگترها استفاده ميكنند!

    79- يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها كون گشاديش ميومده كه بره دكتر نشونش بده. خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونه سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده. يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون، ميگه: نمونه ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و ميشاشه تو جناب قيف. بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربا ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشاشه، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ جلق ميزنه، يكم از آب كيرش رو اضافه ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار. كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. سگت قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه. دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني رو بگيري. درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند جلق بزني، تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه!

    80- اصفهانيه ميره پيش ملاي محل واسه پرسيدن مسائل شرعي، ميگه: حاج آقا، من سر نماز جاي هفت نقطه بدن، هشت نقطه بدنم ميچسبه به زمين، نمازم باطل ميشه، ميگين با اين كير چيكار كنم؟! ملاهه يكم فكر ميكنه، ميگه: چاره اي نيست، بايد يك قسمتش رو كوتاه كرد! خلاصه يارو رو ميخوابونه رو تخت و بيهوشش ميكنه براي انجام عمل ختنه، منتها يهو با خودش ميگه: حالا من چقدر ببرم كه از مردي نيفته؟ ميترسم خيلي كوچيك بشه، من كه اندازه دستم نيست! خلاصه ميفرسته دنبال حاجيه خانم كه به عنوان يك زن بياد نظر بده. حاج خانوم مياد و از گوشه چادر يك نگاه ميندازه به معامله يارو، ميگه: حاج آقا، من ميگم حيفس! يك پاشو ببرين!




  10. #210
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    يكي به پسرش مي گه مي خواهم برايت زن بگيرم. پسر مي گه نه حالا باشه... ميگه: دختر بيل گيتسه ! نمي خواهي؟ پسر لبخند ميزنه و ميگه: باشه! بعد ميره پيش بيل گيتس و مي گه:دخترتو عروس نمي كني؟ مي گه نه! ميگه: پسر من معاون رييس جمهوره ها ! بيل گيتس لبخند مي زنه و ميگه:باشه! بعد ميره پيش رييس جمهور ميگه: معاون نمي خواي ! ميگه نه ! ميگه: اگه داماد بيل گيتس باشه چطور ! رييس جمهور لبخند مي زنه و ميگه: باشه.



    تركه ميخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو ميكرده تركه ميگه خفه شو اول مو بعد تو.



    يه خانمي 13قلو حامله بوده. 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نميان ميره دكتر و با نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نميان؟ دكتر سونوگرافي مي كنه توي مانيتور مي بينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهستند و1نفر آنها پسر. و پسره دستش رو گذاشته رو شكم مامان و مي گه جون داداش اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون.



    دعاي ورود به تونل رسالت: نحمدك الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين، هو معجزة وقع بيد الابيضاء عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامة*قاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان لا ريز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نميل ان لا نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل في الاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق.



    خبرنگار از برانكو مي پرسه: آقاي برانكو تاكتيكتون چي بود كه تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟...... تاكتيكمون؟!!.... حميييييد جو.

    ك تركي:

    تركه با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي؟ تركه ميگه داشتم اتو مي كردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم. رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده؟ تركه ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد.



    دختره به دوست پسرش ميگه تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهي داشت؟؟؟ پسره ميگه: اگه شوهرت گير نباشه آره.



    تركه جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب! واسه اينكه ضايع نشه ميگه: هر كي منو در آورد مال خودش.



    وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.



    تهرانيه ميره خواستگاري پدر دختره ميپرسه خونه داري؟ ميگه نه.ماشين داري؟ ميگه نه. كار داري؟ نه.پدر دختر شاكي مي شه مي گه پس چي داري؟ تهرونيه مي گه: پشت مو رو داشته باش.



    تركه كارخونه عمامه سازي مي زنه درشو مي بندن مي رن تحقيق مي كنن مي گن تو كه كارت خوب بوده چرا بستن كارخونتو؟ مي بينن رو عمامه ها مارك نايك مي زده.



    تركه شهردار مي شه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني مي ره عصر مي شه...شب مي شه...ولي خبري ازش نمي شه. نصفه شب خاك آلود و خسته مي ره خونه. زنش مي پرسه: كجا بودي تا اين وقت شب؟ تركه مي گه: والله موقع كلنگ زدن، مردم تشويقم كردن، منم يواش يواش بدنم گرم شد و زير زمينش رو كندم.



    تركه نشسته بوده سر جلسه كنكور. خلاصه سؤالها رو پخش مي كنند و تركه هم اول يك پنج دقيقه*اي مبهوت به سؤالات خيره مي شه، بعد يك پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن. بعد 40-50 دقيقه ممتحن ميبينه تركه خيس عرق شده، هي داره يك سكه رو ميندازه بالا، زير لب فحش ميده. ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟ تركه ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك مي كنم.





    تركه داشت با يه خره شطرنج بازي ميكرد يكي ديگه رد مي شه ميگه عجب خر باهوشي، تركه ميگه زياد هم باهوش نيست يك يك مساوي هستيم.







    دوتا زانتيا با هم ازدواج ميكنن بچه شون ژيان ميشه . . . . . . ازدواج فاميلي همينه ديگه.



    دخترها تو زندگي شون جز شوهر چيزي نمي خوان!!! ولي به شوهر كه رسيدن همه چي مي خوان.



    مي دوني تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟ اولي آشغال رو جمع مي كنه دومي آشغال پخش مي كنه.



    بسيجيه عاشق يه دختر ميشه شماره تلفن مسجد رو بهش مي ده.



    به تركه ميگن ترمز ABS چيه؟ ميگه تو سرعت هاي زياد و سر پيچ ها كار حضرت ابوالفضل رو مي كنه.



    دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. تركه رد مي شه مي پرسه چيكار مي كنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي كينيم. تركه ميگه خاك بر سرتون... خوب همين كارا را مي كنيد كه همه ميگن خرين...آخه اين همه دوغ رو كي مي خوره؟



    از تركه مي پرسن نظرت راجع به 4 مقوله فكر،شعور،عقل و درك چيه؟ مي گه ما به اينا مي گيم چهارمحال بختياري.



    ميدوني تنها حيواني كه همه رو ميشناسه كدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر كي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع.



    تركه از كيوسك تلفن عمومي مياد بيرون، ازش ميپرسن: سالمه؟ ميگه: آره، ولي آفتابه نداره.



    تركه از تاكسي پياده مي شه درو محكم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي.



    تركه مي ره مكه بعد داشته برعكس همه طواف مي كرده، بهش ميگن هي چرا داري برعكس طواف مي كني، ميگه : شما از اون ور دنبالش كنيد من از اين ور مي گيرمش.



    يه يارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه مي گيره ميره انگشت ميكنه تو چشم راننده قطار.



    از تركه مي پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزين چيه؟ مي گه براي ما كه فرقي نمي كنه ما همون 1000تومن بنزين رو مي زنيم.

    مادر: پرويز جون مگه تو زبون نداري كه دستت را وسط سفره دراز مي كني؟ پرويز: چرا مادر جان زبان دارم ولي زبانم به وسط سفره نمي رسه.



    تركه ميره براي عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معني قدس سره الشريف يعني چه؟ تركه يه خورده فكر مي كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه.





    تركه نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه.



    سه تا دزد مشغول دزدي بودن كه صاحب خانه رسيد. هركدام داخل يه گوني قايم ميشن صاحب خانه يه لگد ميزنه به گوني اول. صداي گردو در مياره. به دومي ميزنه صداي نون خشك ميده. به سومي ميزنه. صدايي نمياد. دوباره ميزنه بازم صدا نميده. چند بار ديگه ميزنه. يارو شاكي ميشه مياد بيرون ميگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره





    يه دكتري رفته بوده يكي از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو ياد مي داده. اتفاقأ همون موقع يه گربه اي داشته...ونشو مي ليسيده و خودشو تميز مي كرده. جناب دكتروسط سخنراني ميگه: مثلأ نگاه كنيد، حتي اين گربه كه حيوونه و عقلش نمي رسه هم داره خودشو تميز مي كنه. يهو يكي از دهاتيها از وسط جمع بلند مي شه ميگه: آقاي دكتر، نه فكركني عقلمان نمي رسد ها، زبانمان نمي رسد.




    يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم.



    به يكي ميگن: يك جمله بگو كه توش سه تا دروغ باشه. ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي.





    اولي به دومي: آن دو نفر را مي*بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده*اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي*كند اصلا ازدواجي بين*شان صورت نگرفته است.





    تركه چربي داشته ميره دكتر، دكتر بهش ميگه روزي ۴ كيلومتر بايد بدوي... بعد از چند روز تركه زنگ ميزنه به دكتر ميگه: رسيدم لب مرز، چيكار كنم.





    به لره مي گن عروسي پسرت كي هست؟ ميگه: اين دوشنبه نه، چهارشنبه بعدي.



    به تركه مي گن تو نمي خواي آدم شي؟ مي گه من از اين قرتي بازيها خوشم نمياد.





    اين هم از معايب شهرت بيش از حد:
    علي دايي ميره اردبيل نون بگيره، چادر سرش مي*كنه اونو نشناسن تو صف خودشو مي*چسبونه به يه خانم تپل خانومه ميگه علي ول كن منم رضازاده.





  11. #211
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    هواپيما داشت سقوط مي كرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز حيف نان! ازش مي پرسن چرا تو ساكتي ؟ ميگه : ماله بابام كه نيست بذار سقوط كنه.



    يك اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه كنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت كله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين.



    به تركه مي گن بچه كجائي ؟ ميگه : بچه تهرون . . . مي گن : كجاي تهرون . . . مي گه : كيلومتر 700 ، جاده تهران - اردبيل.



    تركه به زنش مي گه 3 تا حيوان نام ببر كه با خ شروع بشه. زنش مي گه: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت.



    به تركه مي گن اذون بگو: مي گه همه چيز با يك نگاه شروع شد.





    احمدي نژاد نام مفسدان اقتصادي را فاش كرد : اسدي – كلاني – فرج !



    مي خواستي با آن دختر ازدواج كني چي شد؟
    جواب رد داد. چون گفتم ليسانس بيكاري دارم.
    خوب ، آدم عاقل! مي گفتي عمويم ميلياردر است!
    اتفاقا گفتم! رفت با عموم ازدواج كرد.



    جشنواره فيلم هاي اصفهان:
    ۱- دو نفر با يه تخم مرغ
    ۲- تا حالا موز خوردي؟
    ۳- ده نفر زير يك چتر
    ۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم
    ۵- ديشب پيتزا خوردم آيدا.



    اصفهانيه خونش آتش مي گيره اس ام اس ميزنه به آتش نشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم.



    بيشتر مردها 2 آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه.



    بچه اصفهانيه مياد ميگه بابا امتحانمو بيست شدم. باباش مي زنه تو گوشش مي گه تو كه با 10 هم مي تونستي قبول شي حتما بايد اين همه خودكار حروم مي كردي.



    به تركه ميگن تور را تعريف كن؟
    ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده*اند.



    تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من چه كارايي بكنم كه ۱۰۰ سال عمر كنم؟ دكتره ميگه: ببينم سيگار مي كشي؟ ميگه نه. مشروب مي خوري؟ نه.
    پس ميخواي ۱۰۰ سال عمر كني چه غلطي بكني .



    از تركه مي پرسن اين علامت جمجمه و استخوان كه دزداي دريايي دارن يعني چي؟ حيف نان يه كم فكر مي كنه ميگه يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع .



    مرده مي زنه يه پليس و مي كشه زنگ مي زنه ۱۱۰ مي گه حالا شدين ۱۰۹ تا.



    تركه صد هزارتا صلوات نذر مي كنه ميره ورزشگاه آزادي ميگه جميعاْ صلوات.



    تركه بعد از دو سال يه پازل رو تموم مي كنه بهش ميگن: چرا انقدر طول دادي؟ ميگه نه بابا اتفاقا خوب تموم كردم روش نوشته سه تا پنج سال.



    تركه ميره در يخچال رو باز مي*كنه مي*بينه ژله توي يخچال داره مي*لرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم.



    تركه با خدا قهر مي كنه اول دفترش مي نويسه به نام بعضي ها.



    تركه رستوران ميزنه، رو درش مي*نويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است



    تركه باباش مي ميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه







    از تركه مي پرسن معيار شما واسه انتخاب همسر؟ مي گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا. صبر زينب. فداكاري سميه. اندام جنيفر لوپز.




  12. #212
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    با عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار



    --------------------------------------------------------------------------------


    بدون زشتي، زيبايي معني نداره
    بدون نفهمي، فرزانگي معني نداره
    ميبيني؟ دنيا به تو احتياج داره!



    --------------------------------------------------------------------------------



    اگه يكي به اسم حسن بهت اس ام اس داد سراغ منو گرفت بگو نمي شناسمش اخه گيتارش دسته منه



    --------------------------------------------------------------------------------




    قدرت ديد خانوم ها: يك تار مو را روي كت شوهرشان مي بينند اما يك تير چراغ برق را هنگام رانندگي نمي بينند



    --------------------------------------------------------------------------------




    تو گلي مثل گلاي قشنگه قالي . تو به ظرافت تار و پود فرشاي زيباي ايراني ......اصلا تو خود فرش پاتريسي .........همون كه يه تختش كمه



    --------------------------------------------------------------------------------




    اگه خواستي يه كسي، عاشق هم نفسي، عمرشو حيرونت كنه جونشو قربونت كنه جون مادرت رو ما يكي حساب نكن



    --------------------------------------------------------------------------------




    قلب فقط قلب فاتي، عشق فقط عشقه لاتي، رنگ فقط شكلاتي، 6 ماه تو حبس بي ملاقاتي؛ فكر نكني گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم!



    --------------------------------------------------------------------------------




    من آزاد دادم. يعني چاره اي نداشتم. مجبور بودم... آخه بهش نياز داشتم! كاشكي تو هم ميومدي تا باهم ميداديم. ولي اشكالي نداره... خودت رو آماده كن براي سال ديگه... براي يك دانشگاه دولتي!



    --------------------------------------------------------------------------------




    در اين دنيا دو عنصر به وفور يافت ميشود، يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!!



    --------------------------------------------------------------------------------




    ميدوني "اسكل" به كي ميگن؟
    برو پايين
    .
    .
    .
    .
    ميدوني اسكل به كي ميگن؟
    .
    .
    .
    برو بلا



    --------------------------------------------------------------------------------




    اگه يكي بهت گفت اسكل ناراحت نشو. اسكل اسم يه پرنده زيباست كه تابستونا دونه جمع مي كنه.....قايم ميكنه.....زمستونا نمي تونه پيداش كنه !!!!



    --------------------------------------------------------------------------------



    امروز روزجهاني مزخرف*ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اس*ام*اس رو به مزخرف*ترين دوستت بفرست



    --------------------------------------------------------------------------------




    تو خري ، گاوي ، گوسفندي ، سگي،ميموني ، بوزينه اي ، شامپانزه اي ، گوساله اي ........ براي فروش نداري ؟



    --------------------------------------------------------------------------------




    اين SMS تنها براي بيدار كردن شما ارسال شده و هيچ ارزش ديگري ندارد حالا مي توني بري بخوابي شب بخير......



    --------------------------------------------------------------------------------




    اگه گقتي فرق موز با خيار چيه ؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    نمي دوني ؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هميشه كه جواب اين پايين نيست !!!!!! خودت فكر كن



    --------------------------------------------------------------------------------




    ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟مطمئن باش از ته قلبم ميگم.هميشه از خدا ميخواستم كه تو زندگي يه همراه خوب بهم بده.همراهي كه هميشه كنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار كنم.خدا يكي رو بهم داد.همراه من نوكياست مال تو چيه؟



    --------------------------------------------------------------------------------


    روزي سه تا ديوونه مي رن عروسي، دو تا شون مي رن وسط و مي رقصن، اون يكي مي شينه كنار و مي گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،مي پرسن؟ تو چرا نمي رقصي؟ مي گه: من رقص نورم!!!



    --------------------------------------------------------------------------------




    از غضنفر مي پرسن: مي دوني پل رو براي چي مي سازند؟ مي گه: براي اينكه كشتيها از زيرش رد بشن



    --------------------------------------------------------------------------------




    شده خواب ببيني كه وقتي خوابيدي تو خواب داري خواب ميبيني كه خوابي و داري مي خوابي و خواب خوابو ميبيني كه در اون حالي كه تو خواب داري خواب خواب رو ميبيني تو خواب همونطور كه خوابي يكي ديگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خوابه خوابو ميبينه و همين طور كه خوابيده تو خواب به تويي كه خوابي بگه: انرژي هسته اي حق مسلم ماست



    --------------------------------------------------------------------------------




    يه كوسه يه آباداني رو مي خوره ميره پيش باقي كوسه ها مي گه مو نهنگم.



    --------------------------------------------------------------------------------




    شده تا حالا كابوس ببيني..از خواب بپري و كلي خوشحال بشي كه كابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببيني..از خواب بپري و حالت گرفته بشه!؟ خب اين به اون در



    --------------------------------------------------------------------------------




    يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه... عجب 206ي هستي!



    --------------------------------------------------------------------------------




    وقتي به چهره*ي تو فكر مي كنم، به شوخ طبعي خدا پي*مي برم!



    --------------------------------------------------------------------------------




    اي كساني كه با چراغ*هاي خاموش چت مي كنيد، بهراسيد كه خداوند شما را رسوا خواهد كرد (آيه 13 سوره ياهو)



    --------------------------------------------------------------------------------




    از جورج بوش پرسيدن چرا از ايران بدت مياد گفت: آخه تو ايران هركي ميچسه ميگه بوش آمد.



    --------------------------------------------------------------------------------




    آخرين فيلم در حال ساخت سينماي ايران: زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح.



    --------------------------------------------------------------------------------




    علي دايي اعلام كرد: من با لباس سفيد اومدم با كفن هم ميرم.



    --------------------------------------------------------------------------------




    حيوانات 12 دقيقه زودتر زلزله رو تشخيص مي دن اگر خبري شد هواي ما رو هم داشته باش ما رو بي خبر نذار.



    --------------------------------------------------------------------------------




    آخ پگ پكچ سپيخو كمچچ ووئچج پضصث... تبريك مي گم شما تونستيد به زبان ميمون آنگولايي صحبت كنيد.



    --------------------------------------------------------------------------------




    خيلي پستي.............................................. ...................... و بلندي در زندگي هست كه بايد از آنها درس بگيريم !!!!



    --------------------------------------------------------------------------------




    آخه چرا؟ ؟ ؟
    .................
    بگو چرا؟ ؟ ؟ ؟
    ............................
    ............................
    تو كه اين قدر باهوشي
    تو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ............................
    ............................
    ............................
    ............................
    آخه چرا تو كه ميدوني سر كاري باز ميايي پايين؟



    --------------------------------------------------------------------------------


    كاشكي زنها هم مثل پول بودند. يه 40 ساله ميدادي، 2تا 20 ساله ميگرفتي!



    --------------------------------------------------------------------------------




    عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن!



    --------------------------------------------------------------------------------




    گلي گم كرده ام در باغ هستي... خودت رو لوس نكن، اون گل تو نيستي!



    --------------------------------------------------------------------------------




    چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟



    --------------------------------------------------------------------------------




    به دليل بالارفتن سكه فردا روز جهانيه به اجرا گذاشتن مهريه است .به اين فكر كنيد كه ديه ارزانتر از مهريه است



    --------------------------------------------------------------------------------




    نسل ميمون ها هم ديگه داره منقرض ميشه. عزيزم مواظب خودت باش!



    --------------------------------------------------------------------------------




    چرا ناراحتي؟ چرا گوشه خونه كز كردي؟ چرا اينقدر خودت رو اذيت ميكني؟ اخه اندي كه منظوري ندشت!



    مخصوص ساعت 3 بعد از نصفه شب: ببخشيد مي دونم الان بد موقع هستش كه مزاحمت شدم فقط خواستم بپرسم ايران كه نفت صادر مي كنه، بشكه ها شو پس مي گيره يا نه؟

    خيلي وقت بود نديده بودمش، وقتي بعد از مدتها ديدمش خيلي جا خوردم، بازم هول شدم، دست و پامو گم كردم برق چشماش تنمو مي لرزوند، وقتي مي بينمش بي اختيار مي لرزم، هول مي شم مي خوام داد بزنم نميدونم فقط منم كه طاقت نگاشو ندارم يا همه اينطورين؟ مدتي خيره به هم نگاه كرديم، هر كدوم منتظر حركتي از ديگري بوديم ، اون موقع مثل يك قرن بود، برام ثانيه ها از حركت ايستاده بودن، موتور مغزم با سرعت تمام كار مي كرد اون موقع بي اختيار فرياد كشيدم.. سوسسسسك


    12564 . . . . يكي به عدد بالا اضافه كن واسه نفر بعد بفرست.(مركز آمار اسگل شدگان)

    فرا رسيدن ماه مبارك را بر شما فجرآفرينان در بهار 57 جاي شهدا بزودي اعلام مي شود.(ستاد بحران تداخل محرم و دهه فجر)


    اگه كسي دستهات رو گرفت و قلبت لرزيد، عجله نكن... شايد بابا برقي باشه!








  13. #213
    Moderator Rasputin is on a distinguished road Rasputin's Avatar

    Join Date
    Jan 2005
    Location
    Jupiter
    Posts
    62,580
    خوش ندارم شمع باشم دختران فوتم كنند دوست دارم سيگار باشم لوتيان دودم كنند.




    --------------------------------------------------------------------------------



    حيف كه فقط تو يكي رو دارم............اگه از تو يه عالمه داشتم............الان يه گاوداري زده بودم!




    --------------------------------------------------------------------------------



    هرجا هستي لطفا از اين ساعت به بعد از خونه بيرون نرو چون الان وقت جمع آوري زباله است!




    --------------------------------------------------------------------------------



    اخه بز، خر ، گوسفند ، الاغ ، ميمون ، گورخر ، گاو ، بوزينه ، كنه،......... اين همه حيوون . چرا شير شد سلطان جنگل؟




    --------------------------------------------------------------------------------



    بد ترين درد اين نيست كه عشقت بميره بد ترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بد ترين درد اين نيست كه عشقت ندونه دوسش داري بد ترين درد اينه كه دستشويي داشته باشي اما دستشويي اونورا نباشه




    --------------------------------------------------------------------------------



    امروز درست 1سال و 10 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 20دقيقه و 55ثانيه و 7 صدم ثانيه هست كه ميخوام بگم انرژي هسته اي حق مسلم ماست




    --------------------------------------------------------------------------------



    اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده كه در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمركز كنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي كنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش كني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي كه مياد روشن كنه برق از سه فازش بپره!




    --------------------------------------------------------------------------------



    براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم اولي كوه وفا دومي كوه صداقت سومي....... كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايي




    --------------------------------------------------------------------------------



    ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش كن تا تعريف كنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من كولت كردم... سر پل صراط كه رسيديم من خسته شدم و تو منو كول كردي... دم در بهشت كه رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل؟




    --------------------------------------------------------------------------------



    : ميدوني رمز موفقيت تو زندگي چيه؟
    بهت ميگم ولي قول بده كه به كسي نگي!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    235487646431000210215445054




    --------------------------------------------------------------------------------



    سريال نرگس خيلي هم نكات آموزنده اي داشت: 1- معني استراحت مطلق زن باردار را فهميديم!! 2- طريقه گوش دادن به صداي قلب جنين را فهميديم!! 3- اقتدار پليس را درك كرديم (فردا صبح كه از مرز رد شد، عكسشو به تمام "پليسهاي تهران" ميديم!!) 4- معني بچه هشت ماهه به دنيا آمده را فهميديم تازه اونم با النگو!!




    --------------------------------------------------------------------------------



    اينا هم اس ام اس هاي سريال نرگس بودن:




    --------------------------------------------------------------------------------



    - خدايا: لبنان را بر اسرائيل، اسلام را بر كفر، حق را بر باطل و «نرگس» را بر «شوكت» پيروز گردان، الهي آمين!
    - آرزومند قطع برق منزل شما در حين سريال نرگس..... با تشكر محمود شوكت
    - مي دوني اسم بچه بهروز و نسرين چي مي شه؟ بهرين!
    - مي دوني اسگل ترين آدم دنيا كيه؟ احسان. چون وسط سريال نرگسشو عوض كردن ولي نفهميد!
    - راننده اي كه با شادروان پوپك گلدره تصادف كرده بود ديشب اعتراف كرده كه از شوكت پول گرفته بوده.



    --------------------------------------------------------------------------------


    هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض كنه.

    .
    ..
    ...
    ....
    .....
    چيه دنبال چيزي مي گردي؟
    funny sm
    انوشه انصاري به زمين بازگشت. در همين راستا سازمان ناسا اعلام كرد: از اون بالا كفتر مي*آيد، يك دانه دختر مي*آيد!
    اماه مبارك رمضـان بر همه ي مـسلمين جهـان مـبارك باد حتي شما دوست عزيزي كه كله گنجشكي مي گيري




    --------------------------------------------------------------------------------


    s:



    --------------------------------------------------------------------------------



    (اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه سوال مهم برام پيش اومده، مي خواستم بدونم «هواپيما بوق داره؟
    persian sms


    ميدوني «نبات» كيلويي چنده؟ نمي*دوني؟ «نقل» چي؟ اونم نمي*دوني؟ اشكال نداره، از قديم گفتن: خر چه داند قيمت نقل و نبات!




    --------------------------------------------------------------------------------



    زندگي 3 ايستگاه داره 1. تولد 2.عشق 3.مرگ... آقا ايستگاه دوم نگه دار




    --------------------------------------------------------------------------------



    اصفهانيه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم
    new sms
    الهي ميدون بشي، وانت بشم دورت بگردم




    --------------------------------------------------------------------------------


    :



    --------------------------------------------------------------------------------



    ايران بالاخره پس از كارشناسي هاي دقيق پاسخ 5+1 را داد: مي شه 6




    --------------------------------------------------------------------------------



    خانه*اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن*سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت*هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه




    --------------------------------------------------------------------------------



    روزتان را با باد صدادارتان آغاز كنيد (كنسرو لوبياي تبرك




    --------------------------------------------------------------------------------



    خيلي دوست دارم زود به زود ببينمت اما حيف بليط باغ وحش گرونه




    --------------------------------------------------------------------------------


    س ام اس خنده دار:




    --------------------------------------------------------------------------------



    عيد فطر مبارك (رصد خانه ي .... ) (توضيح مترجم: جرات نكردم اسم شهرشو بنويسم خودتون حدس بزنيد!)




    --------------------------------------------------------------------------------



    آيه 16 ا سوره ياهو: اي كساني كه شبها چت ميكنيد، بدانيد كه قبض تلفن شما را رسوا خواهد كرد
    sms


    تو يك آدم: مهربون.با كلاس. با پرستيژ. مرتب. فهميده. با شعور. جذاب. خوش تيپ. خوشكل. خوش زبون. خوش قيافه. با مرام و با فرهنگي مثل من ديده بودي؟؟؟




    --------------------------------------------------------------------------------



    ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
    ا
    من بيمارستانم نگران نشو. من تصادف كردم. تا فردا مرخص ميشم. دكتر ميگه شونت شكسته. ديگه خوب نمي شه بايد برم يه برس ديگه بخرم



    --------------------------------------------------------------------------------


    س ام اس:



    --------------------------------------------------------------------------------


    سقراط مي گه يونانيا دروغ گو اند خود سقراط يونانيه پس سقراط دروغ مي گه كه يونانيا دروغ گو اند بنابراين يونانيا راست گو اند پس سقراط راست مي گه كه يونانيا دروغ مي گن حالا شما بگين يونانيا راست گويند يا دروغ گو؟هان؟




    --------------------------------------------------------------------------------



    هر وقت دلت گرفت........ هر وقت بهترين دوستات در حساس ترين لحظات تنهات گذاشتن.........هر وقت خواستي گريه كني....... فقط به اين فكر كن كه انرزي هسته اي حق مسلم ماست




    --------------------------------------------------------------------------------



    از يه دختر مي*پرسن: چرا شما به پسرا ميگين BF؟ ميگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است




    --------------------------------------------------------------------------------



    اميدوارم امشب در عميق ترين لحظه ي خوابت احساس كني كه: جيش داري!




    --------------------------------------------------------------------------------



    عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبد الواحد




    --------------------------------------------------------------------------------



    دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن




    --------------------------------------------------------------------------------



    تركه خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي د&#